زیباییهای چشم نواز و طبیعت رنگارنگ منطقه تمبی در بهار همه را به آنجا می کشید و هرکس فرشی را روی زمین می انداخت و چاله ای را در زمین حفر می نمود و دود کباب و دم کردن چای را همراه با نگاه به زمینهای تمبی ترانه های محلی را زمزمه می کرد و خوشی و لذت بهارانه را احساس می کرد و صدای موزیکهای مختلف از اطراف و اکناف که چه زیبا به گوش می رسیدند و گاهی لباسهای رنگارنگی که بر تن می شد تا دستمال بازی با نوای توشمال در میدان وسیع کارخانه سنگ شکن شرکت نفت مورد بازدید و تماشای دیگران قرار گیرد و لذتی را که در حفظ و نگهداری آیینها و رسومات ایلی می بردند مضاعف می شد .

کارخانه چیت شوری و کارخانه اسفالت تمبی صفای دیگری داشت آنجا چند درخت کٌنار وجود داشت و ما می توانستیم به دلیل آشنایی باپدر زیر آن درختان بنشینیم و از آب و امکانات استفاده کنیم!آب شور تمبی قابل آشامیدن نبود و رودخانه جاری محلی برای شنا می شد که شنا در آن آب شور از همه لذتها برای نوجوانان مسجدسلیمانی لذیذ تر بود.

باغ نصیرابا گلهای شقایق ،کارخانه برق با گلهای بابونه،دروازه با گیاه توله و برگهای پهن،و سرگچ امام رضا با گندمزار های سرسبز دیم  در کنارهم چشم انداز زیبایی را به نمایش می گذاشتند و بعدها که کافه گردو در میدان چیت شوری بنا شد و خانوادهها با رغبت و امنیت کمتری به تمبی می رفتند و طبیعتش دستخوش حوادث گردید،