حرکتهای انقلابی و همراهی مردم مسجدسلیمان با انقلاب اسلامی بسیار عمیق و قابل اعتنا بود و کار تشکیلاتی بچه های این شهر برای برپایی تظاهرات و راهپیمایی همراه با تقسیم مسئولیتها توانست تاثیر خوبی در شهر بگذارد تا ماموران حکومتی نتوانند مانع حرکت خروشنده مردم شوند . مسجد جامع نمره یک کانون و مرکز تصمیم گیری انقلابیون بود و در آنجا امور انجام می گرفت .در چنین روزهایی مسجد جامع بیش از همیشه شلوغ می شد و جوانانی که در آن اتراق می کردند قبل از آن در آنجا دیده نمی شدند !هرکس به دنبال کاری بود تا بتواند در انقلاب نقشی داشته باشد . مجتبی مسعودنیا و من از بلندگو شعار می دادیم و جمعیت عظیم راهپیمایی پاسخ می دادند و طنین صدایشان لرزه بر اندام حکومت می انداخت . انتظامات را کریم کریم پور بعهده داشت و سید بهمن ابراهیمی هم در متشکل نمودن نیروها برای حرکت تلاش می کرد .حمید مسعودنیا هم اعلامیه ها را توزیع می کرد و ارتباطات با محله را برقرار می نمود و محمود زمانی به همراه حاج آقا محصلی هدایت بچه ها را داشتند در این میان علی رویین تن و قیصر سعیدی پور  که زندانیان آزاد شده بودند نیز نقش خود را به خوبی ایفا می نمودند از همه فعالتر که جاذبه بیشتری نسبت به دیگران داشت عبدالرضا منجزی بود که بیش از همه می دوید و از هوش بالایی برخوردار بود و بیش از سنی که داشت عمل می کرد .بیژن جلالی و هوشنگ هیهاوند و شهید جاملویی کارهای تبلیغاتی را انجام می دادند و پلاکاردها را تهیه می کردند  . راهپیمایی پرشکوه مردم مسجدسلیمان که آغاز گردید شعار معروف (فرمانده کل قوا خمینی ،هوایی و دریایی و زمینی) توسط مجتبی مسعود نیا که اعلام گردید در روبروی شهربانی فضای شهر را بکلی عوض نمود و مجتبی از بلندگو اعلام نمود که با تکرار شعار پاهایتان را مانند نظامیان بر زمین بکوبید .با کوبیدن پاها بر زمین صدای حماسی خروش مردم لرزه بر عوامل حکومت انداخت و کسانی که از همراهی ترس داشتند به نوعی متقاعد گردیدند تا به انقلابیون بپیوندند و شلوغترین تظاهرات در سطح استان با این حرکت مجتبی به وقوع پیوست و دستهایی که در هم گره خورده بودند و به عنوان انتظامات مانع پراکندگی یا نفوذ مخالفان در صفوف می شدند زیبایی خاص به شهر داده بود .جوانان آن زمان خود را برای نبردی سنگین آماده نموده بودند و گوش را به فرمان امام سپرده بودند و سعی می کردند با اجرای دستورات امام راه را بگشایند و برای نزدیک شدن به پیروزی از همه توان استفاده می کردند و خود را به آب و آتش می زدند و امام خویش را یاری می کردند . بازار اعلامیه خیلی داغ شده بود و ماموران می دانستند که عامل این اعلامیه ها منجزی و مسعودنیا و عالی پور هستند ولی موج خیزش مردم توان برخورد را از آنها سلب نموده بود و فقط به دنبال راهی بودند تا خود را نجات دهند . شبها خانه سید از همیشه شلوغتر بود و برنامه ریزی برای تظاهرات انجام می شد و مسئولیتها تقسیم می شد و بچه ها کمتر در خانه خودشان می خوابیدند تا از حمله ماموران رژیم در امان بمانند در این میان باید یادی از مجید نبی پور،شاهرخ عباسی،کریم حجتی،بازدار، مرحوم امیر جلالی،شهید ابریشمکار،مرحوم حاج عبدی شمس ،حاج عباسی ، رضا نصوحی ، یزدانی ،مومن زاده، دزفولی و امینی نمود که هرکدام نقشی در برپایی برنامه ها داشتند و نمی توان از انقلاب در مسجدسلیمان گفت و نامی از آنان به میان نیاورد .