انگار دنیای دیگری بود ! چرا حالا از هر چه می دهند لذت نمی بریم؟ با اینکه وضعیت مادی و اوضاع مالی مان روبراه شده است اما دلمان برای دوران نداری مان تنگ می شود و حسرت گذشته را می خوریم ! امروز که با یک تماس تلفنی خودرو های شیک در خدمتت قرار می گیرد ولی یاد گاریهایی که دم بازار می ایستادند و با دو ریال بار را به منزل می آوردند و خودت را هم سوار می کردند اشکهایت را بر گونه هایت جاری می سازد .گاری عباس از همه قشنگ تر بود و با رنگهای مختلف بدنه اش را تزیین کرده بود و به جای گونی های کنفی که دیگر کاریچی ها در کف آن انداخته بودند او یک تکه نمد نرم انداخته بود که اگر صاحب بار بچه اش را درون گاری نشاند اذیت نشود و همین تکه نمد اورا از دیگران متمایز نموده بود و کاسبی اش را رونق داد و بچه ها مشتاق بودند که از دم بازار تا خانه در کف گاری عباس بنشینند که وقتی در جمع دوستان  قرار گرفتند بتوانند از راحتی و لذت گاری سواری سخن بگویند و از دیگران جا نمانند . گاری عیدی باقلایی با نقاشی هایی که بر بدنه اش بود و همیشه ابتدای بازار گاریها توقف می کرد و هرکس وارد بازار می شد چشمش بر عیدی می افتاد که با چشمهای بابا قوریش اطراف را می پایید و ملاقه اش باقلاها را در درون دیگ زیر و رو می کرد و پشت سرهم صدا می زد : باقلا گرم ،باقله گرم  بخور و نمیر باقله گرم !! و گاهی پلاستیکهایی که پر از باقلا می شدند و به خانه می بردند و وقتی دیگ خالی می شد گاری به حرکت در می آمد و هر کدام از بچه ها آرزو داشت روی آن سوار شود تا به دلیل زیبایی بدنه اش تعریفی آبدار برای بچه محل ها داشته باشد  و در  هنگام حرکت تعدادی پشت سرش قرار می گرفتند و در یک لحظه می دویدند و بر لبه گاری سوار می شدند و عیدی با عصبانیت ملاقه را بر می داشت و به طرف او پرتاب می کرد و همین کافی بود تا سوژه ای برای جمع داشته باشد تا از سوار شدن بر گاری عیدی بین بچه هاتعریف کند و فخر بفروشد .گاریها حس خوبی را برای آن دوران فراهم می نمودند و امروز جانشینان گاریها علاوه بر اینکه حاوی حس خوبی نمی باشند افسوسهای بسیار را فراهم می آورند و یادمهربانی عباس و عصبانیت عیدی  دلمان را بیش از همه خوش می کند و گاهی به تماشای گاریهایی که در پارکها و میادین شهر که به عنوان دکور گذاشته اند می نشینم و گلهای درونشان را همان آدمهای دیروز می بینم که آرام ایستاده اند و گاهی با دستی پر پر می شوند و نماد میدان می گردند