راه میان برساکنان لین های پاسبانها که در مجاور محله ارمنی ها قرار داشت  از میان محله ما می گذشت و پس از عبور از جلوی انبارهای شرکتی  از لب دره روی پل باریکه  مسیری دشوار را طی می کردند تا به پله ها می رسیدند و و از ابتدای یل که پا بر اولین پله می گذاشتند تا انتها که نوک تپه پشتکوه را فتح می کردند 76 پله را پشت سر می نهادند وقتی به انتها می رسیدند برایشان رمقی باقی نمانده بود و خانم های خانه داری که بازار می آمدند  نفس نفس زنان بر روی تخته سنگها می نشستند و نفسی تازه می کردند و بچه های کوچکی که همراه داشتند روی سکوی سیمانی انتهای پله ها می نشست و با وحشت پایین راه را تماشا می کرد و مبهوت و متعجب که چگونه این مسیر را طی نموده است ! . اما بچه های نوجوان آنان که طفلکی ها درون محله گذرگاه شان بود و هیچ راه دیگری نداشتند مگر از راه نمره چهل که بسیار طولانی و وقت گیر بود مجبور می شدند به بیگاری های بچه های محله تن دهند اما گذر رمضون از بین محله چیز دیگری بود و هر کس برای آمدنش لحظه شماری می کرد و خودش می دانست  که جمع زیادی در انتظار او هستند لذا از ابتدای کوچه با صدای بلند تصانیف کوچه بازاری را می خواند و هر کس درون خانه بود بیرون می آمد و دور او حلقه می زدند و درخواست تصنیف می کردند و می خواند با صدای مخملی و با حالتی که همه را متوجه خود می نمود و خاموشی و سکوت مطلق بر بچه ها حاکم می شد و سر و پا گوش می شدند همه شب من بر لب بندر دیده براهم تا که تو باز آیی/ چه کنم من با غم و دردم فانوس دریایی/ به خدا دیوانه منم /عاشق آواره منم / که سیه گشته روزگارم / دستزدنهای مکرر و تکرار بندهای ترانه ها باهم فضای محله را تسخیر می کرد و رمضون با التماس که باید به خانه برود و کار دارد از میان جمع خارج می شد و می رفت اما غلام سیاه و عبورش حکایت دیگری داشت  هیچ یک از بچه ها به دلیل قیافه خاصش چشم دیدنش را نداشت ! و طفلکی مجبور بود به سرعت از میان محله رد شود و پیه کتکهایی که بر جسم نحیفش می زدند را به تن بمالد و گاهی دیگران نقش ناظم مدرسه را به خود می گرفتند و او شاگرد تنبل می شد و دو دستش را جلوی ناظم می گرفت و با چوب بر کف دستانش می زدند و !! دستها را زیر بغل می گذاشت و با چشمانی پر از اشک روانه خانه می گشت . ووقتی پایش را بر آخرین پله بالای دره می گذاشت و نفسی عمیق می کشید که امروز را هم پشت سر گذاشته است و باید به فردا فکرکند و آنچه را انجام نداده و باید انجام دهد.